دیدگاه اصفهانی
یک وبلاگ از یک اصفهانی برای اظهار نظر در هر موردی البته به زبان خودمونی 
نويسندگان
لینک دوستان

امروز روز فوق العاده ای برای اصفهان بوده و هنوز هم هست.بارش رحمت الهی هنوز هم در اصفهان ادامه داره.خیابون ها و جوی های کنار خیابون ها پر از آب شده.

فکر نمی کنم کسی امروز تو اصفهان بوده باشه که از این بارش ها خوشحال نشده باشه.واقعاً جای شکر گذاری داره که خدا بعد از سال ها اینطور نعمتش را نصیب ما کرده.البته خیلی جاهای ایران هم امسال بارش خوب بوده.

نمی دونم مردم ما استغفار کردند و گناهان شون کم شده یا خدایا بی خیال ما شده و گفته شما آدم بشو نیستید؟!جدای از شوخی باید قدر نعمت های خدا را بدونیم و بی جهت به هدرش ندیم.

ان شا الله که این بارش ها تا آخر امسال تداوم داشته باشه و مشکلات خشکسالی و بی آبی تا حدی برطرف بشه.

[ ۱۳٩٠/۸/٢٩ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

متاسفم که تو مملکت ما جهت و سو به سمت فاسد کردن اسلام داره پیش می ره.اصلاً اسلام نه انسانیت.انسان نباشیم اسلام به چه درد مون می خوره.

دوست خواهرم مدت ها منشی دو تا دکتر بود که حالا به خاطر برخی مشکلات دیگه نمی تونست بره سرکار و به خواهرم پیشنهاد داد که تو بجای من برو.خواهرم هم یک روز رفت و تا ساعت حدود 8 شب مشغول بود تا اونجا که از خانوم دکتر خواسته بود دیگه بره و خانوم دکتر بهش گفته بود حالا روز اول طوری نیست ولی باید شب های دیگه تا ساعت 10 شب باشی.حالا فکر می کنید با چقدر حقوق؟50 هزار تومن در ماه.ای تف بر وجود شما دو دکتر که حق ویزیت تون 25 هزار تومن هست ولی حق یه منشی را که از درد بیکاری به شما پناه آورده می خورید.شما انسان نیستید حیوان هستید!استثمار دیگران به چه قیمتی؟واقعاً جامعه ما داره به چه سمتی می ره.10 ها سال پیش سید جمال الدین اسد آبادی گفته بود در غرب مسلمان دیدم و اسلام ندیدم ولی در شرق اسلام دیدم و مسلمان ندیدم.والا روز به روز داریم بدتر می شیم.اسلام پیشکش دیگه انسان هم نیستیم.اسم اسلام را کردید بازیچه رسیدن به امیال شخصی مون.این کلمه مقدس را از اسم این مملکت بردارید.و الله اگه 99 درصد مردم به قرآن عمل کنند.خوندن نه ها؟عمل.خیلی ها نمی خونند خیلی ها هم می خونند فقط برای تظاهر به خوندن و اینکه گفته می شه ثواب داره!!!اما عمل نه.هزار و یک گناه و ظلم را مرتکب می شیم و اسم مون را گذاشتیم مسلمون و کتاب مقدس مون را قرآن می دونیم.همه چی را داریم به گند می کشیم و بعد هم می گیم مملکت امام زمان و منتظران امام زمان!!!با این کارها؟خب البته یاران امام را گفتند 313 نفر و همین نشون می ده که زمان ظهور چقدر از مردم بی دین هستند که نخبه هاشون این تعداد هستند.امام حسین تو رویارویی با حر گفتند اگر ایمان نداری آزاده باش.حالا ما هم اگه مسلمون نیستیم لااقل آدم باشیم.از دین سو استفاده نکنیم.اسلام را کریه و زشتش نکنیم.

آخرشم بگم خواهرم دیگه نمی ره اونجا.

خدایا کمک مون کن انسان باشیم تا بعد اگه لیاقت داشتیم مسلمان تو بشیم.

[ ۱۳٩٠/۸/٢٧ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

این داستان از من نیست و برام فرستاده شده ولی درد اجتماع مسئولیت گریز و نق نقوی ماست.البته خودم هم در مورد این موضوع قبلاً صحبت کرده بودم ولی این مصداق اتفاق افتاده اون هست:

 

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

[ ۱۳٩٠/۸/٢٤ ] [ ٩:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

تیم ملی وزنه برداری با وجود اینکه از ترکیب جوونی تو مسابقات جهانی بهره می برد ولی نتایج خوبی گرفت و از نظر مدالی دوم و امتیازی سوم شد.ضمن اینکه 8 سهمیه کامل المپیک را هم گرفت.جوون بودن تیم این مژده را به ما می ده که در سال های آتی قهرمانی جهان را هم بتونیم کسب کنیم.البته قهرمانی با وجود چین قدرتمند تو ورزش دنیا خیلی سخت هست اما دو از دسترس نیست.

نکته جالب این هست که این موفقیت در دوره ریاست رضازاده بر فدارسیون بدست آمد.بهترین عملکرد فدراسیون وزنه برداری ایران در تاریخ این رشته تو کشورمون.و جالب تر اینکه در حضور رضازاده رکورد یک ضربش شکسته شد.اتفاقی که خیلی از کوته بینان قبلاً در موردش می گفتند رضازاده اجازه شکستن رکوردش را به کسی نمی ده.واقعاً آدم های ساده و دهن بین چقدر بد خودشون را ضایع می کنند.به خاطر دلخوری های سیاسی که از رضازاده داشتند هر جور تهمتی را به افتخار آفرین ورزش ایران یعنی رضازاده نسبت دادند.رو سیاهی به ذغال می مونه و بس.

بازم این موفقیت را به همه ایرانیان تبریک می گم و امیدوارم مسئولان هم به این جوونای کشورمون بیش از پیش توجه کنند و قدرشون را بدونند و فقط با مصاحبه و سخنرانی حرف نزنند بلکه عمل کنند.درود بر جوانان با غیرت ایرانی.

[ ۱۳٩٠/۸/٢٢ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

امروز با خانومم رفته بودیم بیرون واجب بود خدمت زنده رود خودمون هم عرض ارادتی بکنیم.خداییش اصفهان هست و زاینده رودش.با اینکه هنوز روز پنجشنبه بود و صبح هم بود مردم زیادی دنبال رودخونه نشسته بودند یا قدم می زدند.پل خواجو هم با اون پله های خاطره انگیزش میزبان مردم بود.هوا سرد بود اما عشق مردم به زنده رود دل هاشون را گرم کرده بود.پرنده های مهاجر هم مهمون زاینده رود بودند.یه نیم ساعتی نشستیم کنار آب و لذت بردیم.مسافر هم زیاد بود و مشغول عکس گرفتن بودند.البته با اوضاع خشکی زاینده رود بعید هم نیست خود اصفهانی ها در نقش مسافر از رودخونه پر آب شهرشون عکس های یادگاری بگیرند!!!

خدا را شکر 33 پل هم که به خاطر مترو یا دلایل دیگه آسیب دیده بود هنوز سر جاش بود.خلاصه تو سرمای پاییزی و هوای نیمه ابری دل اصفهانی ها به زنده بودن زنده رود گرم گرم گرم بود.خدایا زنده رود ما را همیشه حفظش کن.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٩ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

[ ۱۳٩٠/۸/۱٦ ] [ ٤:٥٤ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

نامه عذرخواهی محمد نصرتی از مردم ایران

ایسنا نوشت: محمد نصرتی از مردم ایران خواست به خاطر سابقه بی‌حاشیه‌اش در طول سال‌های فعالیت ورزشی خود، او را مورد لطف و بخشش قرار دهند.

محمد نصرتی مدافع تیم فوتبال پرسپولیس همزمان با عید قربان، با ارسال نامه‌ای از مردم و جامعه فوتبال تقاضا کرد که او را مورد بخشش خود قرار دهند.

متن این نامه به این شرح است:
به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام و تبریک عید سعید قربان به مردم شریف ایران
از اینکه می‌بینم متعاقب یک دهه تلاش و فعالیت صادقانه در فوتبال کشور همراه دیگر اعضای جامعه فوتبالی بر اثر یک اتفاق، که هیچ گونه پیش‌زمینه و قصد قبلی در آن نبود و صرفا بر اثر حرکت غیر ارادی صورت پذیرفته است موجبات کدورت و ناراحتی شما را فراهم نمو‌ده‌ام از همه شما پوزش خواسته و به امید بزرگواری شما و به پاس سابقه بی‌حاشیه در این سال‌های فعالیت ورزشی درخواست دارم اینجانب را مورد لطف و بخشش قرار دهید تا بتوانم همانند گذشته در کنارتان برای تعالی و شکوفایی فوتبال کشورم کوشش مضاعف نموده و سعی نمایم همچون گذشته همان گونه باشم که از یک بازیکن ملی‌پوش انتظار می‌رود.

خدایی که بیناترین و شنواترین است می‌داند رفتاری که من مرتکب شدم آگاهانه و ارادی نبوده است. وضعیت 5 ماه اخیر تیم ما را ببینید و فشارهای روانی حاکم بر ذهن‌مان را. در این شرایط گل زدن و بردن برای ما فراتر از یک اتفاق معمولی است و موجب بی‌اختیاری ذهنی و رفتاری شده و شوک روانی را پدید آورده است. اما این هم موجب نمی‌شود تا شرمساری خویش را از مدیران باشگاه، پیشکسوتان، طرفداران فرهیخته پرسپولیس و جامعه فوتبال به خاطر وقوع این حرکت غیر ارادی اعلام نکنم.

همچنین از اینکه ترویج دهندگان منکر صورت پذیرفته از این اتفاق به عنوان حربه‌ای علیه فرهنگ کشورم یا فوتبال و بازیکنان آن سوء استفاده کردند، اظهار تاسف می‌نمایم و در نهایت در روز عید سعید قربان از محضر خداوند بزرگ، طلب استمداد می‌کنم.

با تشکر
محمد نصرتی

 

واقعاَ فکر می کنه این حرف ها را بزنه تاثیری هم داره؟مردم روزی هزاران هزار حرف و عمل غیر اخلاقی و غیر اسلامی را تو کوچه و خیابون و حتی تلوزیون خودمون می بینند و می شنوند.این چیزها تازگی نداره؟اگه کسی فکر کنه رفتار شما چیز تازه ای هست یعنی تو این مملکت نبوده.خود مردم چندان براشون طلب حلالیت های تو اهمیتی نداره.در واقع این خود تو هستی که می خوای به خودت تسلی خاطر بدی.اینکه مردم اون صحنه ها را دیدند و تو ذهن شون نقش بسته و با دیدن تو به ذهن شون بر می گرده.بدون که تا ابد اون حرکات در افکار و تصورات مردم هست.فکر نمی کنم مردم ما از بابت این رفتارت چندان بغضی به دل گرفته باشند.مشکلات زندگی شون اونقدر هست که این مورد تو در مقابل شون ناچیز هست.مشکل خودت هستی و تفکرات خودت.تنها یک راه برای سالم سازی خودت داری و اونم اینکه واقعاَ خیرخواهی خودت را برای اجتماع ثابت کنی.و مطمئن باش اون تو فوتبال نیست بلکه تو اجتماع باید دنبالش بگردی.شما فوتبالیست ها ما شا الله پول تون از پارو بالا می ره.باید بری دنبال کارها خیر و عام المنفعه.کمک به پرورشگاه ها و نیازمندان.حمایت از ضعفای اجتماع.شک نکن با حضور خودت تو جمع مردم و اجتماع و جدا کردن خودت از حس شهرت طلبی و مال اندوزی می تونی وجه از دست رفته خودت را پیش خودت برگردونی.نامه نگاری راه نجات تو نیست.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٦ ] [ ٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

امروز رفته بودم چک حقوقم را نقد کنم.روز بارونی برای اصفهان بود.تا رفتم بانک و فیش را پر کردم و خواستم تحویل بدم کارمند بانک فرمودند: "سیستوم قطع!!!".خلاصه نزدیک 3 ربعی منتظر موندم و دیدم خیر وصل بشو نیست که نیست.ما هم دست از پا درازتر برگشتیم.چکش هم فقط تو اون شعبه قابل نقد شدن بود.خلاصه بارون اومد سیستم بانکداری الکترونیک کن فیکون شد!!!

[ ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

امروز روز عرفه بود.روزی که به واسطه خوندن دعای عرفه و ثواب هایی که برای اون بیان شده به روز نیایش هم معروف هست.اما چرا امروز را تعطیل نمی کنند؟!

چرا تعطیل؟برای اینکه رسماً این روز تو ادارات دولتی نیمه تعطیل هست.تو محل کار خودم از روز گذشته یه سری نبودند و بعضی شون رفته بودند مشهد.امروز هم شاید نزدیک به نیمی از کارکنان نبودند البته تا ظهر و بعد از ظهر هم خیلی ها ساعتی رفتند؟تو یه روز کاری!!!البته خب تو ایران وقت و ساعت خاکستر هم نیست چه برسه به طلا.کارها معلق می شه برای اینکه مردم برند از خدا بخواند گناهان شون را ببخشه.چرا اینقدر گناه که هی دنبال فرصت استغفار باشیم؟چرا بجای اینکه با کار متعهدانه و تلاش واقعی دنبال حل مشکلات مون باشیم و درهای رحمت خدا را به روی خودمون باز کنیم دنبال این هستیم کار را بپیچونیم و بریم از خدا به واسطه دعا طلب گشایش کار و زندگی کنیم؟پس ایمان عملی و شکرگزاری عملی کجا رفته؟

ملتی هستیم که از دوران مدرسه منتظر پیچوندن درس هستیم و این فرهنگ را به محیط کارمون هم تسری دادیم.بعد هم می خوایم برسیم به قله های علم و دانش!!!؟

خلاصه امروز تعطیل رسمی بشه سنگین تر هست و هزینه سرباری که سازمان های دولتی متحمل می شند کمتر می شه.هزینه خورد و خوراک و ایاب و ذهاب و ....

خدایا ما را به حال خودمون رها نکن.

خدایا توفیق شکر گزاری عملی از نعمت هات را بهمون عنایت کن.

خدایا توفیق خدمت خالصانه و بدون دزدی در کار را نصیب مون بفرما.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:  تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد: من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.
پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی…
 

[ ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

چند سالی هست واژه دموکراسی تبدیل شده به پر کاربرد ترین واژه دنیا و به خصوص کشور ما.حس می کنم دموکراسی مثل یه فحش کریه و پلید شده.هر وقت قرار هست قدرتی بر ضعیفی چیزی را تحمیل کنه یا منفعتی را دنبال کنه یه واژه دموکراسی می ذاره تنگ کارها و حرف هاش.برای من دموکراسی یعنی اسلام غربی.اگه مفهوم اسلام را تسلیم شدن به خواسته های خدا بدونیم اسلام غربی یعنی تسلیم شدن به خواسته های خدای فعلی جهان یعنی آمریکا.هر چیزی که اون ها انجام بدند در چارچوب دموکراسی تعریفی خودشون هست و هر کی بر خلاف اون عمل کنه یعنی نقض دموکراسی.دموکراسی یعنی حمایت از حمله به لیبی و دموکراسی یعنی سکوت در مقابل حوادث بحرین و یمن.این دموکراسی هست؟

بذارید معنای واقعی دموکراسی را بگم.دموکراسی غربی و آمریکایی یعنی تامین منافع مالی غرب.اون چیزی که برای غربی ها مهم هست دسترسی به منابع مالی هست.مثل نفت و خیلی منابع دیگه که چرخه اقتصادشون را می گردونه.برای اون ها مسلمون بودن و مسیحی بودن ما فرقی نداره.شیعه وسنی بودن مهم نیست.مهم این هست که این ها در جهت تامین منافع مالی شون هدایت بشه.حالا یا با مصالحه یا مخاصمه.پول و ثروت هست که بستر پیشرفت هاشون را فراهم می کنه.پیشرفت هم ثروت ساز هست.

اما من آزادی را ترجیح می دم.آزادی در کنار قانون.همون جبر و اختیار دینی و اعتقادی ما.ما زندگی فردی و اجتماعی مون در چارپوب دستورات الهی و قوانین اجتماعی هست.اما در این چارچوب مجاز به انتخاب و اختیار هستیم.حالا اگه در محدوده این قوانین عمل کنیم سود خواهیم کرد و اگه خارج از اون زیان.دزدی عمل مذموم دینی و اجتماعی هست.چارچوبش مشخص هست.اما ما می تونیم دزدی بکنیم یا نکنیم.اختیار به انجام اون را داریم.اگه انجام ندیم قطعاً راحت هستیم و اگر انجام بدیم باید متحمل مجازاتش بشیم.خوردن شراب برای مسلمانان حرام هست.ما می تونیم بخوریم و کیفش را ببریم و معایبش را هم بچشیم و می تونیم نخوریم و متحمل خسارتی نشیم.

آزادی در کنار قانون معنا و مفهوم پیدا می کنه.به عنوان یک مسلمان باید محدوده آزادی مون را در دستورات خدا و پیامبران خدا جستجو کنیم یعنی قوانین آسمانی.این که غربی ها برای ما چه آزادی را ترسیم می کنند حکم قطعی نیست.حکم برای ما هر چیزی هست که در چاچوب دین و قوانین اجتماعی منبعث از اون باشه.

حالا بگذریم از بی قانونی ها و  دور زدن های قانون و سو استفاده ها تو کشور ما.کشور ما هم در حال حاضر از خیلی بی عدالتی ها و بی قانونی ها رنج می بره ولی این به معنای پذیرش چشم و گوش بسته حرف غربی ها نیست.غربی ها سال هاست که دستورات انجیل و مسیح و تورات و موسی و... را فراموش کردند و دموکراسی خودشون را جایگزین اون کردند.خدا نکنه ما هم پیرو اون ها بشیم و قرآن و اسلام و پیامبر خودمون را از یاد ببریم.

حرف زیاد هست ولی کلیاتش همین ها بود که گفتم.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

یه طرح کاری در مورد صنایع دستی دارم.چند ماهی هست جسته و گریخته روش کار کردم ولی نیاز به کمک و مشاوره دارم.فکر کنم کار خوبی از آب در بیاد.امیدوارم شرایطی پیش بیاد که بتونم عملیش کنم.

نمی دونم میدون نقش جهان دقت کردید اوضاع صنایع دستی چقدر خراب شده.خیلی مغازه ها یا بسته است یا اسباب بازی فروشی و  خوردنی فروشی شده.اونایی هم که هنوز صنایع دستی می فروشند همه اش اصل ایران و اصفهان نیست.محصولات چین بازار صنایه دستی را هم خراب کرد.

متاسفانه هیچ ارگان و نهادی هم به مشکلات رسیدگی درستی نمی کنه.خب اینم از مدیریت ایرانی هست دیگه.مدیریتی که اقتصاد ایران را بجای تولیدی بودن دلالی کرده.یعنی شرایط طوری هست که تو هر کاری دلالی که اسم زیبای بین المللیش می شه صادرات و واردات حرف اول را می زنه.یعنی اگه چندتا پدیده کارآفرین و خوش فکر تو ایران نبودند الان اقتصاد و تجارت ما صفر صفر بود.خدا عمر با عزت بهشون بده و عمر کسایی را که باعث و بانی این وضع شدند را کوتاه کنه!!!

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار.

مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»

کلاغه میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»

چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار

مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»

کلاغه بازم میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره. خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه.

مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار. مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»

خرسه میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی»

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.

کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: «آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!»

 

شرح

قبل از تقلید از دیگران، منابع، دانش، توانایی و نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به دقت ارزیابی کنید.

به نقل از سایت راهکار مدیریت

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ٥:۳٩ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

تفاوت کشورهای پیشرفته و عقب مانده، تفاوت قدمت آنها نیست.

برای مثال کشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و عقب مانده است!
 
 اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و پیشرفته هستند

 
تفاوت کشورهای عقب مانده و پیشرفته در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.

ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی سویس است.
کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند. در سرزمین کوچک و سرد سویس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.

افراد تحصیل‌کرده‌ای که از کشورهای پیشرفته با همتایان خود در کشورهای عقب مانده برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش  و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند، در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند.

پس تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهای است که در طول سال‌ها فرهنگ نام گرفته است.
وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و توسعه یافته را تحلیل می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اکثریت آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:
1.     اخلاق به عنوان اصل پایه
2.     وحدت
3.     مسئولیت پذیری
4.     احترام به قانون و مقررات
5.     احترام به حقوق شهروندان دیگر
6.     عشق به کار
7.     تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده
8.     میل به ارائه کارهای برتر و فوق‌العاده
9.    نظم‌پذیری

اما در کشورهای عقب مانده تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند.

ما ایرانیان عقب مانده هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا اینکه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده‌است.
ما عقب مانده هستیم برای اینکه رفتارمان چنین سبب شده‌است.
ما برای آموختن و رعایت اصول فوق فاقد اهتمام لازم هستیم.

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ٥:۳۳ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

چند سال قبل تو یه موسسه آموزشی معتبر و اسمی تو اصفهان کارآموز بودم.دفتر کار واحد کامپیوترشون توی سایت اصلی شون بود.یعنی طرف راست میز کار دفتر بود و سمت چپ محل سایت و رایانه های کلاس بود!!!هر دو توی یه سالن بود.

ارباب رجوع ها که می خواستند برای ثبت نام و پرس و جو در مورد دوره ها وارد بشند در را که باز می کردند اولین چیزی که می دیدند یه کلاس با تعداد زیادی دانشجو بود.اینه که فکر می کردند اشتباه اومدند.در را می بستند و می رفتند تا بعد از سوال از افراد دور و بر دوباره بر می گشتند و خیلی محترمانه سر را به اجبار زیر می انداختند و می یومدند پیش مسئول واحد.

به این ترتیب به عنوان مشکل دوم نظم و آرامش کلاس هم بهم می خورد.

مشکل ریزتر هم این بود که جانمایی میز دفتر کار طوری بود که با نیمه باز شدن در پیدا نبود و فقط خود کلاس قابل دیدن بود.

خلاصه می بینید چقدر راحت تو کشور ما کیفیت زیر سوال می ره؟چرا باید دفتر کار با کلاس تو یه مکان باشه؟چرا عقل افراد به این نمی رسه که جانمایی میز کار طوری باشه که دیده بشه . باعث سردرگمی مشتری ها نشه؟

خلاصه کلماتی مثل مشتری مداری و  کیفیت و ... هنوز واژه های گمنامی هست برای خیلی از ماها.کارهای پیچیده و سخت و هزینه بری نیست ولی اولاً مشتری برامون ارزش نداره و ثانیاً حاضر نیستیم فکر مون را بکار بندازیم.توجه ساده به این مسائل در آخر منجر به منافع مالی برای ما می شه ولی واقعاً چرا بهش توجه نمی کنیم؟

[ ۱۳٩٠/۸/۱٤ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمد ]


بازیکنان حاضر در اردوی تیم ملی فوتبال ایران با انتشار بیانیه‌ای با اشاره به آنچه "سلامت" این بازیکن خواندند،‌ خواستار توجه به سابقه این بازیکن در رای صادره شدند.
 به گزارش آفاق به نقل از سایت فدراسیون فوتبال، متن کامل این بیانیه که به امضای کلیه بازیکنان حاضر در اردو، کادر فنی و سرپرست تیم رسیده به این شرح است:

بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به در آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی

هدف از نوشتن این چند خط و امضاهای زیر آن نه تنها جمع کردن طومار نیست، بلکه محکوم کردن حرکات ناشایستی است که می‌تواند به فرهنگ و آبروی صنف پرطرفدار فوتبال که ما بازیکنان تیم ملی نیز جزیی از آن هستیم، آسیب جدی برساند.

ما بازیکنان تیم ملی که روزها و شب‌های بسیاری را کنار یکدیگر گذرانده‌ایم وظیفه خود می‌دانیم در این برهه که هجمه سنگینی علیه یکی از بازیکنان باسابقه، موثر و خوش اخلاق تیم ملی ایجاد شده با شناختی که از آقای محمد نصرتی داریم، سوگند یاد کنیم: "در جریان اتفاقات بازی پرسپولیس و داماش تعمدی در کار نبوده است. محمد نصرتی حتی در محافل بسیار خصوصی و به هنگام شوخی‌های خودمانی مرتکب حرکات خارج از عرف نشده است."

همین بس که تمامی افراد دست اندرکار از مدیران و مسوولان فوتبال گرفته تا مربیان و همبازیان محمد نصرتی و همچنین اصحاب رسانه‌ها شناخت کافی از این بازیکن دارند و می‌توانند در مورد خصوصیات اخلاقی، گفتاری و رفتاری وی شهادت دهند.

یادمان نرود شش سال قبل تیم ملی ایران با گل محمد نصرتی به بحرین پس از سالها به صورت مستقیم به جام جهانی صعود کرد.

انتظار داریم اکنون و در آستانه دیدار ایران و بحرین سوگند بازیکنان تیم ملی جمهوری اسلامی ایران نادیده گرفته نشود.

اهل کاغذ بازی و بازی با کلمات نیستیم، آنچه در دلمان بود را به زحمت روی کاغذ آوردیم.

با تشکر

بازیکنان تیم ملی جمهوری اسلامی ایران

 

در مورد اتفاقات اخیر چند مورد را باید بگم:

1-این اتفاقات غالباً توسط بازیکنان دو تیم سرخابی اتفاق می افته که بیشتر به خاطر تکبر بیش از حدی هست که تو این تیم ها دچارش می شند و با رفتن از این تیم ها مشکلات اخلاقی شون معمولاً بر طرف می شه.شاید به خاطر شهرت کاذبی هست که تو این تیم ها دچارش می شند.

2-شخصاً برام قابل قبول نیست که حرکت نصرتی عمدی درش نباشه.یعنی روحی دست این بنده خدا را گرفته و اون حرکات را انجام داده؟یا مست و ملنگ بوده که اون رفتار را کرده و غیر ارادی بوده؟

3-بهتر هست مدیران مسئولان و افراد حامی به فکر رفع این مشکلات به طور اصولی باشند.نه ماست مالی کردن.

4-بنده هم اعتقادی به نابود کردن این بازیکنان ندارم.یعنی نباید سال ها زحمتش که به اینجا رسیدند نابود بشه.این ها سرمایه های مادی زیادی براشون هزینه شده که به اینجا رسیدند و باید اصلاح بشند.اما جرایم شون باید سنگین باشه تا درس عبرتی برای بقیه بازیکنان باشه

5-رسانه ها باید از توجه بیش از حد و افراطی به تیم های سرخابی و مدیران و مسئولان و بازیکنانشون دست برداند و عادلانه تر نسبت به بقیه تیم ها و افراد برخورد کنند تا شاهد از خود برتر بینی چنین بازیکنانی نباشیم که نتیجه اش می شه همچین حرکاتی؟بهتر نیست رسانه ها با تحریم خبری این تیم ها اعتراض شون را نشون بدند؟شک نکنید رسانه ها هم در این اتفاقات نقش پررنگی دارند چون بعضی ها را بیش از ظرفیت شون بزرگ کردند.

[ ۱۳٩٠/۸/۱۳ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

خب خدا را شکر دیروز اولین بارون اصفهان در فصل پاییز بارید تا کمی امیدوار بشیم که آسمون اصفهان اونقدرها هم خسیس نشده.

یکماه از فصل پاییز گذشته و هوا فقط کمی صبح و شب ها خنک شده و میونه روز هنوز گرم هست.الان در دومین ماه فصل پاییز هستیم که اولین بارش بارون را شاهد بودیم.وقعاً نگران کننده هست.سال گذذشته بود که در فصل زمستون حدود یک هفته به خاطر آلودگی هوا ادارات و مدارس تعطیل شدند.امسال هم شرایط بدتر نباشه بهتر نخواهد بود.بعید می دونم امسال اگه باز آلودگی مثل سال قبل باشه تعطیلی ها تکرار بشه.اگه هم باشه کمتر از سال قبل خواهد بود.

متاسفانه کارخونه جات اصفهان چندان به مسائل محیط زیست و آلودگی هوا توجه نمی کنند و اکثراً کارهاشون در حد شعار هست.

از طرف دیگه هم روز به روز بر تعداد ماشین ها تو شهر افزوده می شه و هیچ نظارت و کنترلی روی ورود ماشین ها به شهر نیست.کارخونه جات ماشین سازی می سازند و مردم می خرند.دیگه ماشین چندان وسیله لوکسی نیست و هر کسی الان بخواد می تونه بخره.اونم چه ماشین های با کیفیتی!!!؟

یه دلیل دیگه آلودگی شهر اصفهان هم توسعه بزرگراه ها و رینگ های ترافیکیش هست که از کناره های مرکز شهر می گذرند و از اونجا که اصفهان در مرکز ایران هست و خیلی از خودروها برای عبور از اصفهان از این بزرگراه ها عبور می کنند بار آلودگی شون روی دوش اصفهان خواهد بود.یعنی علاوه بر آلودگی های خودروهای شهر اصفهان خودروهای گذری از اصفهان هم آلاینده هاشون نصیب شهر و مردم اصفهان می شه.

چه پارسال و چه امسال اصفهان کمترین روز هوای پاک را در کشور داشته و این جور که پیش می ره خواهد داشت.شدت آلودگی کمتر از تهران هست ولی به خاطر اقلیم اصفهان روزهای آلوده اش بیشتر از تهران هست.چون اصفهان در یک دشت قرار داره ولی تهران در دامنه کوه.اینجا هوا رکورد بیشتری داره و آلودگی ها تقریباً همیشه هستند.

تنها امید اصفهانی ها برای کاهش آلودگی ها به خدا و بارون رحمتش هست.ما که امیدی به مسئولان کشوری و شهری نداریم.فقط خدا.

[ ۱۳٩٠/۸/٦ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ محمد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک های مفید
Online User





Powered by WebGozar