دیدگاه اصفهانی
یک وبلاگ از یک اصفهانی برای اظهار نظر در هر موردی البته به زبان خودمونی 
نويسندگان
لینک دوستان

برای من اصفهانی که تقریباً هیچ هنری از نمایندگان شهرم تو مجلس ندیدم انتخاب نماینده برای شهرم معنی نداره.بزرگترین مشکلات شهری اصفهان که باید تو بعد کلان مملکت حل بشه و از عهده مدیران استانی و شهری خارج هست این موارد هست:

*خشکی زاینده رود و عدم تقسیم عادلانه آب اون

*مشکل مترو و ترافیک شهر اصفهان

*مشکل ورزشگاه نقش جهان

این مشکلات سال هاست گریبان اصفهان را گرفته ولی نمایندگان شهر اصفهانی عاجز از حل اون ها هستند.نمی دونم نماینده منتخب شهرها تو کشور ما معنیش چی هست؟غیر از این هست که من به فردی رای می دم تا انتخاب بشه و از حقوق شهری مون دفاع کنه؟کدوم نمایندگان اصفهان این وظیفه را به درستی انجام دادند؟

حضور نمایندگان تو دفاترشون و پذیرش مردم و حل مشکلات اون ها که وظیفه نماینده مجلس نیست.مشکلات شهری وظیفه شهرداری هست و در نهایت وظیفه استانداری نه وظیفه نماینده مجلس که اون را پرونده مثبت خودشون قلمداد می کنند.

شخصاً که علاقه ای به شرکت در انتخابات ندارم.البته باید صبر کرد و جو این دوره و کاندیداها را دید.اگه افراد قابلی توشون دیده بشه شاید رای بدم.

اون کسایی هم که بیرون مملکت نشستند و برای مشکلات مردم نسخه می پیچند هم بهشون بگم که دلیل عدم رای دادن من اظهار فضل ها!!!ی شما نیست.من به هیچ وجه موافق دخالت دیگران تو کشورم نیستم و نیازی هم به وجود دایه عزیزتر از مادر برای مردم کشورم نمی بینم.شما همونجا به عیش و نوش تون مشغول باشید به امید خدا خود مردم مشکلات شون را به موقعش حل می کنند.نیازی به نسخه های بیگانه ها نیست.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ ] [ ٤:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

ژاپنی ها همان کلاس اول دبستان،
اتمام حجت می کنند با بچه هایشان، می ترسانند، درس اول هم جغرافیا است؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچه ها و می گویند: ببینید این ژاپن کوچولوی
ماست، ببینید! ژاپن ما نفت ندارد، گاز ندارد، معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد
و... لیست «نداشته ها» را به بچه ها گوشزد میکنند، خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند...
 
در ژاپن نظام آموزشی فهرست مشاغل مورد نیاز جامعه را از همان اول کار، به «بچه ها»گوشزد میکند، حتی حجم موضوعات درسی کتابهای درسی در ژاپن، یک سوم اروپا است، چون ژاپنیها معتقدند «عمق» بهتر از «وسعت» است!
حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی و حتی رسانه های ما-از هر جناح و طیف، مخالف وموافق- که از همان اول مدام در گوش بچه ها می خوانند: «ای ایران،ای مرز پرگهر،سنگ کوهت در و گوهر است» و...
 در دبستان هم، اولین درس ما تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه شرح «افتخارات گذشته»، اگر گربه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچهها، باغرور میگویند:« بچه ها ببینید! ایران همه چیز دارد! ایران نفت دارد، گاز دارد، جنگل دارد، دریا دارد و...»نتیجه اش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» وایجاد تلفیقی از تنبلی اجتماعی و حتی طلبکاری که به اشتباه به آن میگوییم غرور ملی. با این وصف، کودکان و جوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای چه «چیزی» تلاش کنند؟ این میشود که بچه های ما فکر و ذکرشان، میشود دکترشدن، مهندس شدن و خلبان شدن، یعنی شغلهای رویایی و به شدت مادی – که نفع و رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند نه نیاز کشور- میدونی؟

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

اگه کامل دیده نمی شه روی سیستم تون ذخیره کنید و بعد بخونید:

[ ۱۳٩٠/۱٠/٩ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد .
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند.
چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من ،  تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.

واقعاً که این داستان قابل فکر کردن هست.تو صحبت های قبلیم هم گفتم که متاسفانه فرهنگ دینی ما بیش از ایمان واقعی و خدا پرستی عملی تظاهر در دینداری هست.چقدر افراد هستند که دم از دینداری می زنند و وقتی بحث دینی مطرح می شه رگ غیرت شون می زنه بیرون ولی بدون توجه به مردم دور و بر و شهر و کشورشون هر سال می رند سفر مکه.میلیون میلیون خرج سفر و مهمونی های بعدش می کنند ولی میلیون ها نفر هموطنشون از هزینه کردن برای نیازهای روزانه شون عاجز هستند.این افراد مطمئن باشند روزی باید جواب پس بدند.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٩ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ محمد ]

چند روز پیش سخنرانی ای از دکتر شریعتی گوش کردم.در مورد مسئولیت شیعه صحبت می کرد.لب مطلب این بود که شیعه تاکید بر ایمان عملی داره.ایمان قلبی و زبانی بدون عمل فایده نداره.یعنی مسلمانی که به عقایدش عمل نکنه عین یه کافر و جاهل هست.هنرمندی که هنری خلق نکنه با یه بی هنر یکسان هست.حالا واقعاً ما چقدر به اعتقادات مون عمل می کنیم.به عنوان یه مسلمان واقعی.شیعه بودنش پیش کش.من که فکر نمی کنم مردم ما حتی به 10 درصد به وظایف دینی شون عمل کنند.هر کی هر چی از دین دوست داره را انجام می ده و بقیه را پشت سر می ندازه.یا دین را تفسیر شخصی می کنیم.خلاصه اینکه اگه مسلمون درست و حسابی بودیم وضع مملکت مون این نبود.دین مون جز تظاهر چیزی ازش نمونده.اعتقادات مون مثل یه تیکه چوب هست که در ظاهر سالمه ولی در باطن موریانه تعصب و خرافات درونش را خورده و با تلنگری سوراخ می شه.

خدایا ما را به حال خودمون رها نکن.توفیق دینداری عملی بهمون بده نه تظار به دینداری.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٧ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ محمد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک های مفید
Online User





Powered by WebGozar